تنها

به نام او که در سکوت نامش را فریاد زدم و در تنهایی با تمام وجود به او عشق ورزیدم...

 

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

پسر خاله کاندیدای ریاست جمهوری می شود!

پسر خاله کاندیدای ریاست جمهوری می شود!
مرد شماره 13


- بر پایه ی آخرین اخبار رسیده به پچ پچ نیوز کلاه قرمزی همراه با گی گی لی و پسر عمه قصد بازگشت به تلویزیون را دارند، برخی آگاهان بر این اعتقاد هستند کلاه قرمزی و یارانش قصد دارند با بازگشت به تلویزیون تبلیغاتی زودهنگام را برای اولین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری در شهر کارتون ها آغاز کنند.

بر پایه ی برخی اخبار پچ پچی و تایید نشده از آنجا که کلاه قرمزی به دلیل داشتن سوء پیشینه و داشتن رابطه های 18+ با فردی به نام "سروناز" احتمال ردصلاحیتش بسیار زیاد است، به احتمال بسیار زیاد وی کاندید ریاست جمهوری نخواهد شد.

دیگر اخبار پچی پچی نیز حاکی از آن است که "گی گی لی" همان "گاگولی" بوده است که پس از بازگشت از مالزی نامش را به "گی گی لی" تغییر داده است، گفتنی است گی گی لی برای ادامه تحصیل به مالزی رفته بود و پس از سالها تلاش و ریاضت توانست با موفقیت از مدارس معتبر مالزی مدرک پنجم دبستانش را بگیرد، شنیده ها حاکی از آن است که چون سطح تحصیلات ایشان پایین است وی نیز کاندید ریاست جمهوری نخواهد شد.

بر اساس آخرین اخبار رسیده به پچ پچ نیوز این کمیته ی سه نفره روی پسر خاله اجماع خواهند کرد، پسر خاله یکی از عناصر ارزشی محسوب شده و تمام عمر خویش را در راه زحمت کشیدن سپری کرده است، گفته می شود وی با شعار "برم نون بخرم!" و همچنین شعار "نفت بیارم؟!" پا به عرصه ی انتخابات خواهد گذاشت.

در همین راستا ملوان زبل پس از خوردن مقدار قابل توجهی اسفناج سیاست های تلویزیون را در آستانه ی انتخابات شهر کارتون ها مورد انتقاد قرار داد، ملوان زبل در نامه ی شدید الحن خود خطاب مسئولان صدا و سیما گفت: "چه شده است که تا دیروز برای سرگرم کردن بچه ها کارتون مرا در تلویزیون پخش می کردید؟ و امروز و با توجه به نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری مرا ممنوع التصویر نموده اید؟!  عدلتان کجا رفته است که قصد دارید کلاه قرمزی پخش کنید؟! کلاه قرمزی و پسرخاله در طی این سه سال کجا بودند؟!"، گفته می شود یکی از برنامه های ملوان زبل پس از رسیدن به پست ریاست جمهوری پرداخت ماهانه پنجاه تن اسفناج به هر شهروند اعلام شده است!

گفته می شود "پارباپابا" نیز در حالی که در حال عوض شدن بود و قصد داشت به پارباپای مدل 2010 تغییر چهره دهد از بایکوت خبری شدن خویش به شدت ابراز انزجار نمود. گفته می شود پارباپابا با شعار "ایجاد تغییر" وارد گود انتخابات خواهد شد.

بر پایه ی برخی پچ پچ ها نیز هاچ زنبور عسل که این روزها با پیدا کردن مادر خود به یکی از چهره های خبرساز تبدیل شده است قصد دارد وارد فضای انتخاباتی شود، گفته می شود چند روز پیش هاچ در کندوی مادر خود جلسه ی غیررسمی و محرمانه داشته است و در آنجا اعلام کاندیداتوری نموده و از تمام هوادارنش خواسته است فعلا فقط به تبلیغ برای وی بپردازند و از نیش زدن هواداران باقی کاندیداها جدا خودداری کنند، هاچ با شعار آوردن عسل به کندوها قصد شروع فعالیت های انتخاباتی خود را دارد.

آگاهان پیش بینی کردند با توجه به تعدد کاندیداها در شهر کارتون ها شاهد درصد بالای مشارکت در اولین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری شخصیت های کارتونی باشیم.

m.shomare13@gmail.com

استفاده از متن فقط با ذکر منبع و لینک مستقیم بلامانع است

منبع خبر : اختصاصی میزان


سه شنبه 13 اسفند ماه سال 1387 | 0 نظر

 

من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم. من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد و ا و پیش پایم مسایلی گذاشت تا آنها را حل کنم. من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیش تر تلاش کنم. من از خدا خواستم به من شهامت دهد و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم. من از خدا خواستم به من عشق دهد و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا به آنها محبت کنم. من از خدا خواستم به من برکت دهد و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره ببرم. من هیچ کدام از چیزهایی را که از خدا خواستم، دریافت نکردم ولی به همه چیزهایی که نیا ز داشتم، رسیدم. " 

از سکوت... (قفس) با درشکه ای از جنس نور با اسب هایی بال دار و پر غرور مرا روزی از این قفس نجات خواهی داد. این قفس همزاد من است، این قفس، تن من است. من در حصار تنم من در غباربدکردههایش یادگاری از غمم. این منم، بجا مانده ای از سوز سینه ها ز پا افتاده ای در ماتمی از کینه ها بر فراز قله های کاغذین از نوشته های پوچ آخرین از صدای ناله ای در قعر چاه در عبور از گردنه لبریز آه در این قفس وامانده و تنها منم. می دانم؛ مرا روزی از این قفس نجات خواهی داد. " 

" گندم گواه باش،مرا برای ترساندن آفریدند. من تشنه دوستی پرنده ای بودم، که سهمش از من ، گرسنگی بود....... ****مترسک تنهادر میان گندم زار...*** "

" افلاطون می گه: اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوستداری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه "

" پشتم از این رنج سرکش خمیده و در هیاهوی غریب جهل و غرور ،گرفتار شراره های کینه و بیداد است . ای تو که حریم امن بازیچه های من بودی . ای تو که آدمک شکسته کابوس هایم گشتی ، من در اوج پرستش ات هنوز با قلب گمشده در دیوانگی های تو بیگانه ام . بیگانه ای رو به زوال و نابودی . ای تکیه گاه تب عاشقانه من ، تویی که در چشمان ترم اشک می نشانی ، تویی که ... "




سه شنبه 13 اسفند ماه سال 1387 | 0 نظر

 

زیبا

مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!
مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد!
از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد.
ولی زن همچنان مشغول خرید بود!!!
--------------------------------
 

خدایا ٬ دوست بدار آنهائی که دوستمان دارند و ما نمیدانیم

و سلامت بدار آنهائی را که دوستشان داریم و نمیدانند . . .

----------------------------

غم سایه به سایه با من و یار من است.ویران شدن و شکستگی کار من است

با این دل خسته، بی تو حتی خود من..دشمن شده و در پی آزار من است

--------------------------
با این دل غم دیده کسی یار نشد.....کس با دل من همدم و غمخوار نشد

دل را به دل هر که سپردم، پس داد....کس با دل خسته ام وفادار نشد

----------------------------------

گاهی وقت ها باید کم باشی تا کمبودت احساس شه نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت شه
--------------------------
یکی باش برای یک نفر ..... نه تصویری مبهم در خاطره های 100 نفر
----------------------------
مثل ساحل آرام باش تا دیگران مانند دریا بیقرارت باشند.
------------------------------
عاشقان را عشق فرمان می دهد. لوتیان را معرفت...  مخلصیم با معرفت ... !

دلم تنگ است ٬ دلم میسوزد از باغی که میسوزد . نه دیداری ٬ نه بیداری ٬ نه دستی از سر یاری .مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری . . .

------------------------------
آفتاب پنجره را میشناسد ٬ حتی اگر بسته باشد

مهتاب به دیدارم میآید حتی اگر خسته باشد

و دل هوای تو را دارد حتی اگر شکسته باشد . . .

-----------------------------------

اگه عشق نبود از تشنگی می مردیم .خدا رو شکر عشق هست و خون دل می خوریم تا زنده بمونیم

-----------------------------

در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود . . .

------------------------------
پروانه احساسم در دام عنکبوتی افتاد ٬ که عنکبوتش سیر است ٬ نه میتواند پرواز کند ٬ نه میتواند بمیرد . . .

-------------------------------

می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که تنها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

-----------------------
بمیرد آنکه غربت را بنا کرد تورا از من، مرا از تو جدا کرد

--------------------------------
وقتی از همه جا نا امید شدی برو توی کوه فریاد بزن که آیا هنوز امید هست؟ آن موقع خواهی شنید که هست هست هست...

----------------------------
 

نه از آشنایان وفا دیده ام... نه در باده نوشان صفا دیده ام... ز نامردمیها نرنجد دلم.... که از چشم خود هم خطا دیده ام...

-----------------------------------

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم

----------------------------
کاش بدانی نبودنت ، ندیدنت یا برای همیشه رفتنت هرگز بهانه نمی شود برای فراموش کردن تو

---------------------------------------------
 

اونی که نخواست پیشم باشی خودش باید صبرم بدهد. خدا گرفتی عشقمو ، جواب قلبمو بده

----------------------------------
نه دل در دست محبوبی گرفتار، نه سردرکوچه باغی برسردار، از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟پیاده می شوم، دنیا نگهدار

---------------------------
 

آنان که کاری را نا ممکن میپندارند ٬ با شنیدن خبر انجام آن توسط دیگران فقط یکه میخورند . . .

---------------------------------------

زندگی بافتن یک قالیست ٬ با نقش و نگاری که خودت میخواهی . . .

--------------------------------------

مشکلات ٬ انسانهای بزرگ را متعالی میسازد و انسانهای کوچک را متلاشی . . .( شریعتی )

-----------------------------------

گوارا ترین زندگی را کسی دارد که به آنچه دارد و به آنچه خداوند به او داده خرسند باشد . . .

---------------------------

انسان موفق کسی است که در تاریکی دنبال شمع بگرددنه اینکه منتظر بشیند تا صبح شود . . .

-----------------------------------------

خداوندا تو خیلی بزرگی و من خیلی کوچک ولی جالب اینجاست ٬ تو به این بزرگی من کوچک را فراموش نمیکنی ولی من به این کوچکی تو را فراموش کرده ام . . .

----------------------------------

آمده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم ٬ نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم . . .

--------------------------------------

یادت از خودت مهربونتره چون وقتی نیستی هیچ وقت یادت تنهام نمی ذاره

-------------------------------

در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است.دلم برای رفیقان بی ریا تنگ است

-----------------------------

اتل متل ستاره...گلم دوستم نداره...نه اس ام اس ، نه یک زنگ...دلم براش شده تنگ

----------------------------

نازنین غصه نخور قصه نویس تو خداست. همه نارفیقن و تنها رفیق تو خداست

--------------------------------

از با تو بودن برایم عادتی ساختی که هرگز بی تو بودن را باور ندارم....!

-------------------------------------

اتل متل توتوله ، حال گلم چه جوره؟ این را بخون یادم کن، اس ام اس بده شادم کن

-----------------------------

پیش بی درد دمی صحبت از درد مکن. شاخه سبز دلت را به خطا زرد مکن. مرد اگر نیست ولی کوه که هست. تکیه بر کوه کن ولی تکیه بر نامرد مکن

---------------------------

امروز با هم بودن را تجربه می کنیم و شاید فردا به یاد هم بودن را. پس امروز را زیبا کنیم به حرمت خاطرات فردا

--------------------------------------

افسوس که چقدر زود دیر می شود...!

---------------------------

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم....فکر نکن یاد تو بودم، کار نداشتم ول می گشتم

----------------------------------

خدایا سرنوشت مرا خیر بنویس، تقدیری مبارک، که آنچه را تو زود می خواهی دیر نخواهم. و چیزی را که تو دیر می خواهی زود نخواهم

-------------------------


شنبه 10 اسفند ماه سال 1387 | 1 نظر

 

لطف دوستان

  آنجا نمی ماند

 به من او گفت فردا می رود اینجا نمی ماند

 و پرسیدم دلم او گفت : نه تنها نمی ماند

به او گفتم که چشمان تو جادو کرده این دل را

 و گفت این چشم ها که تا ابد زیبا نمی ماند

به او گفتم دل دریایی ام قربانی چشمت

ولی او گفت این دل دائما دریا نمی ماند

به او گفتم که کم دارم تو را رویای کمرنگم

و پاسخ داد او در عصر ما رویا نمی ماند

 به او گفتم که هر شب بی نگاه تو شب یلداست

ولی گفت او کمی که بگذرد یلدا نمی ماند

به او گفتم قبولم کن که رسوایت شوم او گفت

کسی که عشق را شرطی کند رسوا نمی ماند

و حق با اوست عاشق شو همین و هر چه باداباد

چرا که در مسیر عاشقی اما نمی ماند

 خدایا خط بکش بر دفتر این زندگی اما

به من مهلت بده تا بشنوم آنجا نمی ماند

 
 
 
 

    درد می کشم

به روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم

و چشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم

تو رفتی و بدون تو کسی نگفت با خودش

که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم

 
 
 
 

یکبار فقط

 چشمان مرا به چشمهایش گره زد

بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد

او رفت ولی نه طبق قانون وداع

یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد

 
 
 
        

چرا باید؟

       همیشه عکس نازت روبرویم

       نگاه تو دلیل جستجویم

       چرا باید تمام حرف ها را

       بدون تو به تصویرت بگویم

 

   

       سفارش

           ز دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم            

            با دیگرانت دیدم و چیزی نگفتم

                                            کلی سفارش کرده بودی من نفهمم

                          این نکته را فهمیدم و چیزی نگفتم


شنبه 10 اسفند ماه سال 1387 | 0 نظر

 

مرگ

یادمه یه روز یه جا ، زیر گنبد کبود

رفتم و رفتم و رفتم تا رسیدم به یه برگ

برگ و از رو شاخه کندم دو دسی دادم به مرگ

نم بارون میومد

رفتم و رفتم ورفتم تا دیدم یه خاطره

دو تا پر بهش دادم تا بپره

بوی خوبی میومد

رفتم ودویدم و جهیدم و افتادم توی تله

مرگ اومد برگ و بهم داد

برگِ موند توی تله به جای من،من دویدم

خاطره پرها رو پس داد ، پریدم

باد تندی میومد

پر زدم بالا و بالا تا زمین شد یه نگین

حالا من رها رها ، برگِ اسیرِ رو زمین

به دلم بد میومد

پر رو دادم دستِ بارون ، اون سپردش دستِ باد

اون وزید و برگ پرید و خاطره اش مونده به یاد 


شنبه 10 اسفند ماه سال 1387 | 2 نظر

 
    1         2     >>